حسين زمانى

42

سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )

محمد عليخان را با پسرها و دخترها و زن و مادر و خويش و طايفه كلا به قتل رسانيد و خوقند را تصرف نمود . سركار امير سركرده [ اى ] داشت [ كه ] عمل و منصب پروانچى داشت . او را با پنجهزار نفر حاكم خوقند كرد . شهرهاى خوقند را با ممالك كلا به تصرف درآورد . حاجى شير عليخان كه حال حاكم خوقند است از بنى اعمام محمد عليخان است . سابقا از ترس محمد عليخان گريخته در ميان ايل ختا قبچاق ، گاه پيدا ، گاه پنهان بوده راه مىرفت ؛ تا بعد از قتل محمد عليخان ، سه چهار ماه از حكومت ابراهيم پروانچى گذشت . چون سركار امير خرابى در خوقند و صفحات او نموده بود خصوصا ابراهيم پروانچى به خلاف ضابطه كار مىكرد ، ناچار اهل ختا و قبچاق و توابع خوقند جمعيت نموده با حاجى شير عليخان پيوسته حركت كرده به خوقند آمدند . ابراهيم پروانچى از اين مقدّمه مطلّع گرديده چون ديد اهل خوقند كلا او را نمىخواهند و بخارا هم دور است به قدر مسافت بيست روز راه است ، امداد به اين زودى نمىرسد . ناچار فرار برقرار اختيار نموده به بخارا مىآيد . حاجى شير عليخان به استقلال تمام داخل خوقند مىشود . از بستگان امير در ولايت خوقند و خجند و تاشكند و ساير توابع هرچه يافتند به قتل رسانيدند . حال دو سال است كه حاجى شير عليخان به استقلال در آنجا نشسته است . در اين اوقات كه سركار امير به سمرقند رفته ، حاجى شير عليخان پسرى داشت ديوانه ، بناى مخالفت با پدر گذارده در شهر خوقند فيما بين پسر و پدر نزاع شد . پسر مير عالم نام شخصى است از ختاقبچاق در آنجا مشهور است . دزد بازار آشفته مىخواهد فرصت غنيمت شمرده با پنجهزار كس از كاشغر كه اهل ختاقبچاق و در آنجا قريب يكصد هزار خانوار مىشوند برداشته بر سر خوقند آمد . پسر حاجى شير عليخان ديد كه تاب مقاومت ندارد ، گريخته خود را به سمرقند رسانيد و از خجند هم چند نفر كدخدا آمده به سركار امير تكليف به رفتن خوقند